X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 @ 11:10 ب.ظ

آرزو

دیشب ساعت یه ربع به یک،تو ورودی یه بانک، برای اولین بار زنی خیابان خواب دیدم( البته فکر می کنم ) که گوشه ای از سرما گز کرده بود.قیافه اش شبیه زن های کولی بود با یه سری وسایل اولیه، کوله ای که شاید غذایی توش بود و یه سری لباس. حتی لباس گرم درستی تنش نبود،اگر چه اون تو به اندازه بیرون سرد نبود اما خوب گرم هم نبود. قیافه ش نشون می داد که سردشه. تو اون لحظه ای که من کنار باجه بودم و آرزو می کردم کاش حسابم چند هزار دلار پول داشت،فکر کردم شاید آرزوی اون زن داشتن یه جای نرم و گرم باشه! نمی دونم شاید هم نه.


نظرات (2)
Mehran
دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 ساعت 11:17 ب.ظ
!!!! ؟!
امتیاز: 0 0
آقای نوستالوژی
یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 04:35 ب.ظ
با این پست واقعا همذات پنداری کردم. بارها با دیدن آدمهای مختلف، آرزوهایی از این دست داشتم...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد