X
تبلیغات
رایتل
شنبه 1 آبان‌ماه سال 1389 @ 03:51 ق.ظ

یه غروب سرد

هوا خیلی سرد شده، آنقدر که ترجیح می دی از اتاق بیرون نیایی و همون جا تو تخت بمونی. 

  

رفتم چتر خریدم منتظرم فردا بارون بیاد با چترم پز بدم ....

نظرات (2)
.
شنبه 1 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 06:26 ق.ظ
سلام.

بارون رو دوست دارم ٫ اما بدون چتر...
امتیاز: 0 0
معصومه
سه‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 04:18 ب.ظ
سلام یادته رفته بودیم باغ پایین چقدر هوا سرد بود تو و زینب از شدت سرما از کنار آتیش یک قدم اون ور تر نمی رفتید مامان خیلی برات سلام رساند فکر می کرد هنوز اینجایی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یهش سلام برسون مگه بهش نگفته بودی . بگو نگران نباش بازم می یاییم می ریم عصرونه می خوریم سر زمین.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد